راز همیشگی

حس همیشه داشتنه

نه ، عشق و دل بستگیه

نه قصه ی گسستنه

نه حرف پیوستگیه

عادت و عشق و عاطفه

هرچی لغت تو عالمه

برای حس من و تو

یه اسم گنگ و مبهمه

تو این روزهای بی کسی

اگه به دادم نرسی

یه روز میای که دیر شده

نمونده از من نفسی

خواستن تو برای من

 فراتر از روح و تنه

راز همیشگی شدن

 همیشه از تو گفتنه

اگه تو مهلتم بدی

مهلت مرگ و نمی خوام

با تو به قصه می رسم

همراه لحظه ها میام

همیشه عاجزه کلام

ازگفتن معنی ناب

هیچ عاشقی عاشقی رو

یاد نگرفته از کتاب

  

دوست دارم سبد سبد

باز گل عشق جوونه زد

دوست دارم یه عالمه

هر چی بگم بازم کمه

دوست دارم یه آسمون

کجایی ای نا مهربون

دوست دارم قطار قطار

خزونم رو کردی بهار

دوست دارم دیوونه وار

باور نداری از قرار

فرقی برام نمی کن

چه با خوشی چه حال زار

دوست دارم به اون خدا

به اون خدای عاشقا

دوست دارم تا پای جون

می خوای بمون می خوای نمون

چون که گرفتار شدی

عاقبت کارو بدون

عاقبت کار منم

هرچی که هستی تو بمون

[ پنجشنبه ۲ فروردین۱۳۸۶ ] [ 7:4 ] [ آکلیس ]
[ ]